تبليغاتX
علمی
 نوروز و پیدایش آن

 

گروهی از پژوهشگران و تاریخ‌نگارانِ ایرانی بر این باورند که جشن نوروز را جمشید، پادشاه پیشدادی، بنیان نهاده است؛در ادبیات کهنِ منسوب به زرتشتیان آمده است که خداوند جان و خرد، گیتی را در شش هنگام یا شش چَهره (گاهنبار) آفریده و هر چَهره، پنج روز به طول انجامیده و در هر چَهره یکی از پدیده‌های اهوارامزدا که لازمه زندگی است آفریده شد.

به این ترتیب که نخست آسمان، سپس آب، زمین، گیاهان، جانوران و در پایانِ چَهره ششم که پنج روز آخر هر سال است، انسان آفریده شده و با پیدایش انسان، تکامل در آفرینش به مرحله تازه‌یی رسید و از آن پس انسان اندیشمند با بهره‌گیری از شرایط مناسبی که از پیش برایش فراهم شده بود زندگی خود را روی زمین آغاز کرد.1

زرتشیان برابر نوشته‌های اوستایی باور دارند که دَه روز مانده به آغاز فروردین ماهِ هر سال، فرَوَهرهای درگذشتگان، به زمین فرود خواهند آمد، مدت ده شبانه‌روز میهمان فرزندان و نوادگان خود خواهند بود و در سپیده‌دم نخستین روز از ماه فروردین (آغاز نوروز) به جایگاه مینوی خود باز خواهند گشت. در شبِ پیش از نوروز، زمانی که تاریکی آخرین شب سال در برابر سپیده‌دم نخستین روز بهار، رنگ می‌بازد، با افروختن آتش بر بالای بلندی و یا بام خانه‌ها، بازگشت فرَوَهَرها از زمین را بدرقه می‌کنند و با نیایش خود، خشنودی روان و فرَوَهَر درگذشتگان را فراهم می‌سازند و بازآمدنشان را در آغاز سال بعد، آرزو می‌دارند 

  *فرَوَهَر (fravahar) در باور زرتشتیان یکی از نیروهای معنوی درون انسان است که در آغاز تولدش به اراده خداوند در وجود او به ودیعه سپرده می‌شود و پس از مرگ انسان بار دیگر به عالم بالا باز می‌گردد. واژه فروردین نیز از واژه فروهر گرفته شده است

|+| نوشته شده توسط مینا در سه شنبه 1387/12/27 و ساعت 7:49  
 دکتر شریعتی
هیچ گاه كسي را دوست نداشته باش، چون دوست داشتن اسارت است و اسارت انسان را به جنون مي كشاند هر گاه کسی را دوست داشتي رهايش كن. اگر به سویت باز نگشت بدان كه از اول هم مال تو نبوده است.

وقتي كبوتري شروع به معاشرت با كلاغها مي كند پرهايش سفيد مي ماند، ولي قلبش سياه ميشود. دوست داشتن كسي كه لايق دوست داشتن نيست اسراف محبت است .

اما چه رنجي است لذت ها را تنها بردن و چه زشت است زيبايي ها را تنها ديدن و چه بدبختي آزاردهنده اي است تنها خوشبخت بودن! در بهشت تنها بودن سخت تر از كوير است.

|+| نوشته شده توسط مینا در جمعه 1387/12/23 و ساعت 15:24  
 او نیست ...

دلی که از بی کسی غمگین است،

هر کسی را می تواند تحمل کند،

هیچ کس بد نیست.

دلی که در بی اویی مانده است،

برق هر نگاهی جانش را می خراشد.

((دکتر علی شریعتی))

|+| نوشته شده توسط مینا در جمعه 1387/12/23 و ساعت 15:22  
 حرف هایی ...
حرف هایی هست برای نگفتن

و ارزش عمیق هرکسی

به اندازه ی حرف هایی است که برای  نگفتن دارد .

و کتاب هایی نیز هست برای ننوشتن

و من اکنون رسیده ام به آغاز چنین کتابی

که باید قلم را بکنم و دفتر را پاره کنم

و جلدش را به صاحبش پس دهم

و خود به کلبه ی بی در و پنجره ای بخزم

و کتابی را  آغاز کنم که نباید نوشت .

(دکتر علی شریعتی))

|+| نوشته شده توسط مینا در جمعه 1387/12/23 و ساعت 15:20  
 دکتر شریعتی

خدایا کفر نمی‌گویم، پریشانم، چه می‌خواهی‌ تو از جانم؟!

 مرا بی ‌آنکه خود خواهم اسیر زندگی ‌کردی. خداوندا! اگر روزی ‌ز عرش خود به زیر آیی لباس فقر پوشی غرورت را برای ‌تکه نانی ‌به زیر پای‌ نامردان بیاندازی‌ و شب آهسته و خسته تهی‌ دست و زبان بسته به سوی ‌خانه باز آیی زمین و آسمان را کفر می‌گویی نمی‌گویی؟! خداوندا! اگر در روز گرما خیز تابستان تنت بر سایه‌ی ‌دیوار بگشایی لبت بر کاسه‌ی‌ مسی‌ قیر اندود بگذاری و قدری آن طرف‌تر عمارت‌های ‌مرمرین بینی‌ و اعصابت برای‌ سکه‌ای‌ این‌سو و آن‌سو در روان باشد زمین و آسمان را کفر می‌گویی نمی‌گویی؟! خداوندا! اگر روزی‌ بشر گردی‌ ز حال بندگانت با خبر گردی‌ پشیمان می‌شوی‌ از قصه خلقت، از این بودن، از این بدعت. خداوندا تو مسئولی. خداوندا تو می‌دانی‌ که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است، چه رنجی ‌می‌کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است…        

|+| نوشته شده توسط مینا در جمعه 1387/12/23 و ساعت 15:8  
 هرگز نمی نالم
نه ، من هرگز نمی نالم .

قرن ها نالیدن بس است .

می خواهم فریاد کنم .

اگر نتوانستم ، سکوت می کنم .

خاموش مردن بهتر از نالیدن است .

((دکتر علی شریعتی))

|+| نوشته شده توسط مینا در جمعه 1387/12/23 و ساعت 15:6  
 دکتر شریعتی

روزی از روزها ،

شبی از شب ها ،

خواهم افتاد و خواهم مرد ،

اما می خواهم هر چه بیشتر بروم .

تا هرچه دورتر بیفتم ،

تا هرچه دیرتر بیفتم ،

هرچه دیرتر و دورتر بمیرم .

نمی خواهم حتی یک گام یا یک لحظه ،

پیش از آن که می توانسته ام بروم و بمانم ،

افتاده باشم و جان داده باشم ،

همین .

|+| نوشته شده توسط مینا در جمعه 1387/12/23 و ساعت 15:5  
 دکتر شریعتی

وقتی که هیچ نداری

وقتی که دست هایت

ویرانه هایی هستند بی هیچ انتظاری ،

حتی بی هیچ حسرتی ،

دیگر چه بیم آن که تو را آفتاب و ماه ننوازند ؟

وقتی میعادی نباشد ، رفتن چرا ؟

|+| نوشته شده توسط مینا در جمعه 1387/12/23 و ساعت 15:4  
 قابل توجه کسانی که این ترم درس تربیت بدنی انتخاب کردند........
برای اطلاع از نحوه ی گروه بندی واحد تربیت بدنی ۱ و ۲ از تاریخ ۱۵/۱۲/۸۷ به سایتwww.pnum.ac.ir مراجعه کنید و یا با شماره تلفن ۸۵۴۳۳۵۷ تماس بگیرید.
|+| نوشته شده توسط مبین در پنجشنبه 1387/12/15 و ساعت 16:59  
  آیا می‌دانستید که ...!
1) یک سوسک حمام می‌تواند 9 روز بدون سر زندگی کند تا اینکه از گرسنگی بمیرد.

2) یک کوروکودیل نمی‌تواند زبانش را بیرون در بیاورد.

4) حلزون می‌تواند 3 سال بخوابد.

5) به طور میانگین مردم از عنکبوت بیشتر می‌ترسند تا از مرگ!

6)‌ اگر جمعیت چین به شکل یک صف از مقابل شما راه بروند، این صف به خاطر سرعت تولید مثل هیچ‌وقت تمام نخواهد شد.

7) خطوط هوایی آمریکا با کم کردن فقط یک زیتون از سالاد هر مسافر در سال 1987 توانست 40000$ صرفه‌جویی کند.

8) ملت آمریکا بطور میانگین روزانه 73000 متر مربع پیتزا می‌خورند.

9) چشم‌های شترمرغ از مغزش بزرگتر است.

10)‌ بچه‌ها بدون کشکک زانو متولد میشوند. کشکک‌ها در سن 2 تا 6 سالگی ظاهر می‌شوند.

11) کوبیدن سر به دیوار 150 کالری در ساعت مصرف می‌کند.

12) پروانه‌ها با پاهایشان می‌چشند.

13) گربه‌‌ها می‌توانند بیش از یکصد صدا با حنجره خود تولید کنند در حالیکه سگ‌ها کمتر از 10 تا!

14) ادرار گربه زیر نور سیاه می‌درخشد.

15) تعداد چینی‌هایی که انگلیسی بلدند، از تعداد آمریکایی‌هایی که انگلیسی بلدند، بیشتر است!!

 16) دوئل کردن در پاراگوئه آزاد است به شرطی که طرفین خون خود را بر گردن بگیرند.

17) فیل‌ها تنها حیواناتی هستند که نمی‌توانند بپرند.

18)‌ هر بار که یک تمبر را میلیسید 10/1 کالری انرژی مصرف می‌کنید.

19) فورییه 1865 تنها زمانی بود که ماه کامل نشد.

20) کوتاهترین جمله کامل در زبان انگلیسی I am است.

21) اگر عروسک باربی را زنده تصور کنید سایزش 33-23-39 و قدش 2 متر و 15 سانتی‌متر خواهد بود با گردنی 2 برابر بلندتر از یک انسان نرمال.

22) تمام خرسهای قطبی، چپ دست هستند.

23) اگر یک ماهی قرمز را در یک اتاق تاریک قرار دهید، کم کم رنگش سفید می‌شود.

24) اگر به صورت مداوم 8 سال و 7 ماه و 6 روز فریاد بزنید، انرژی صوتی لازم برای گرم کردن یک فنجان قهوه را تولید کرده‌اید.

25) در مصر باستان افراد روحانی تمام موهای بدن خود را می‌کندند حتی ابروها و موژه‌ها.

26) کوتاه‌ترین جنگ در تاریخ در سال 1896 بین زانزیبار و انگلستان رخ داد که 38 دقیقه طول کشید.

27) در 4000 سال گذشته هیچ حیوان جدیدی رام نشده است.

28) هیچ‌وقت نمیتوانی با چشمان باز عطسه کنی.

29) تعداد انسان‌هایی که به وسیله خر کشته می‌شوند، از انسان‌هایی که در سانحه هوایی می‌میرند بیشتر است.

30) چشم‌های ما از بدو تولد همین اندازه بوده‌اند، اما رشد دماغ و گوش ما هیچ‌وقت متوقف نمی‌شود

|+| نوشته شده توسط مبین در سه شنبه 1387/12/06 و ساعت 16:56  
 
پنجم اسفندماه، روز مهندسى است. روزى كه به پاس بزرگداشت خواجه نصيرالدين طوسى، اين نام را بر آن نهاده‌اند. خواجه‌نصيرالدين طوسى از جمله دانشمندان بزرگ رياضى و هندسه است كه در تاريخ 5 جمادي‌الاول سال 597هجرى قمرى در جهرود قم پا به جهان گذاشته است

پیشاپیش روزتون مبارک...

|+| نوشته شده توسط احسان در دوشنبه 1387/12/05 و ساعت 7:32  
 چگونه دیوانه شدم
چگونه دیوانه شدم
این داستان من است برای هر کسی که دوست دارد بداند چگونه دیوانه شدم:
در روزهای بسیار دور و پیش از آنکه بسیاری از خدایان متولد شوند، از خواب عمیقی بر خواستم، و در یافتم که همه نقابهایم دزدیده شده است.
آن هفت نقابی که خود بافته بودم و در هفت دوره زندگانی بر روی زمین بر چهره زدم، لذا بی هیچ نقابی در خیابان های شلوغ شروع به دویدن کردم و فریاد زدم:
دزدها ! دزدها! دزدهای لعنتی،
مردها و زنها به من خندیدند و برخی از آنان نیز به وحشت افتادند و به سوی خانه هایشان گریختند
چون به میدان شهر رسیدم، ناگهان جوانی که بر بام یکی از خانه ها ایستاده بود فریاد بر آورد:
ای مردم ! این مرد دیوانه است، سرم را بالا بردم تا او را ببینم اما خورشید برای نخستین بار بر چهره بی نقابم بوسه زد و اين براي نخستین بار بود كه خورشید چهره بی نقاب مرا بوسید، پس جانم در محبت خورشيد ملتهب شد و دریافتم که دیگر نیازی به نقابهایم ندارم و گویی در حالت بی هوشی فریاد بر آوردم و گفتم:
مبارک باد ! مبارک باد آن دزدانی که نقابهایم را دزدیدند، این چنین بود که دیوانه شدم اما آزادی و نجات را در این دیوانگی با هم يافتم
آزادی در تنهایی و نجات از اینکه مردم از ذات من آگاهی یابند زیرا آنان که از ذات و درون ما آگاه شوند.
 می کوشند تا ما را به بندگی کشند اما نباید برای نجاتم بسیار مفتخر شوم زیرا دزد اگر بخواهد از دزدان دیگر امنیت یابد باید در زندان باشد.
 
" جبران خلیل جبران  "
|+| نوشته شده توسط مینا در دوشنبه 1387/11/28 و ساعت 8:0  
 

مرکز توسعه اطلاعات کاربردی با حمایت شرکتهای بزرگ کشور برگزار می نماید:

مجموعه همایش های تخصصی "نگهداری و تعمیرات" در استانهای مختلف کشور

همایش اول: الگوبرداری از تجربیات در زمینه نگهداری و تعمیرات

تاریخ برگزاری: 29 الی 31 اردیبهشت سال 88

مکان: مجتمع آموزشی رفاهی زیباکنار- استان گیلان

تجربیات خود را برایمان بفرستید. دستاوردهای خود را در نمایشگاه بزرگ همایش عرضه نمایید.

جهت هر گونه اطلاع بیشتر با " کمیته ارتباط با صنعت" تماس حاصل نمایید و با عضویت در خبرنامه وبلاگ "نگهداری و تعمیرات" از آخرین اخبار همایش مطلع شوید.

منتظر حضور سبزتان در این رخداد هستیم.

ایمیل دبیر کمیته ارتباط با صنعت: arash_haghsheno@yahoo.com

موبایل دبیر کمیته ارتباط با صنعت (مهندس حق شنو):09111393751

فاکس: 7234628-

|+| نوشته شده توسط مینا در دوشنبه 1387/11/28 و ساعت 7:42  
 
خب دیگه ترم جدیدم کم کم داره پا می گیره...از اینکه یه چند روزی از دانشگاه دور بودین(ما که هر روز تو دانشگاه بودیم نکنه از تنهایی ترسش بیاد!)فارق شدین.حالا باید نشون بدین که چقدر فعالین...

در ضمن این وب دوباره مثل قبلا می خواد کارش رو انجام بده پس شما هم مثل قبلا با حضورتون و نظراتون وب رو گرمش کنین!...

از پیشنهاد هاتون هم برای جالب تر شدن وب استفاده می کنیم.

منتظر سیل عظیم حضورتون مثل قبلا هستیم!!!

|+| نوشته شده توسط احسان در دوشنبه 1387/11/28 و ساعت 7:9  
 نوشته ی ML
با تشکر از دوست عزیز ML که این مطلب رو تو نظرات نوشته بود.حیف بود تو دید نباشه...

 ایا در دو بسته اهدایی جهان بما

همیشه باید عناصر متضادی باشند

در یکی گنجینه ای که همیشه دوستشان خواهیم داشت

و در دیگری نه؟

ایا متاع زندگی را هم در هم بما میفروشند؟

ایا فلک با همه عظمتش میچرخد

تا ما نانی بکف اریم و بغفلت نخوریم؟

ایا خداوند ما را بخاطر عطشی که خود در جانمان نهاده است عقاب خواهد کرد؟

ایا گلها برای ان میرویند که پروانه ها بسویشان بیایند؟

ایا مجنون از برای لیلی بود که بصحرا شد؟کار دیگری از او بر نمی امد؟

شیرین برای ان شیرین شد که فرهاد کوه را بکند؟

شمع در هجران پروانه است که انگونه اشک میریزد؟

باران برای ان می بارد که ما بدون چتر بزیر ان برویم؟

ایا خداوند مغز و فکر و هوش!بما داده است تا با خود اینگونه واگویه نماییم؟

|+| نوشته شده توسط احسان در پنجشنبه 1387/11/24 و ساعت 20:10  
 سرانه ی مطالعه ی ایران جزو 15 کشور برتر جهان!
مدیر کل نهاد کتابخانه های عمومی کشور در یک اقدام خیره کننده تصمیم گرفت ایران را تا سال 1404 تبدیل به 15 کشور برتر دنیا در زمینه ی کتابخوانی کند! وی که مشخص نیست با چه پشتوانه ای چنین تصمیمی گرفته و چگونه قصد دارد آمار دو دقیقه در شبانه روز را تا حد استاندارد های جهان ارتقا دهد؟! ما در یک عملی باز هم جان نثارانه نشستیم و از هوش سرشارمان بهره بردیم و راهکار های زیر را برای عملی کردن این آرزو به جناب مدیر کل ارائه دادیم...!
- یکی از راهکار ها این است که جمعیت ایران را تقسیم بر 150 کنیم و اضافی ها را به کشورهای دیگر ترانسفر کنیم تا سرانه ی مطالعه ی خودمان بشود و 5 ساعت مال آنها کمتر شود.
- آواز خواندن و سوت زدن را هم جزو مطالعه و در واقع خواندن محسوب کنیم تا سرانه مان بشود 23 ساعت در شبانه روز!!
- کمک گرفتن از آمار مطالعه پشت درهای(...) که مزین به جملات پند آموز و عاشقانه و برخی نقوش مثل قلب و تیر و غیره! می باشد.
- اضافه کردن زماه مطالعه ی وب سایت علمی!صنایع به سرانه ی مطالعه که بی اندازه در بالا بردن سرانه کمک حال خواهد بود!(نه که بازدیدش خیلیه!!)....
با این اوصاف ما از هم اکنون جزو 15 کشور دنیاییم و باید به خود ببالیم!!!

|+| نوشته شده توسط احسان در پنجشنبه 1387/11/24 و ساعت 20:3  
 بازم پیش بینی!

در راستای پیش بینی های انجام گرفته در گذشته دیگه همه این جانب را در پیش بینی هم تراز با نوسراداموس می دانند پس من هم بر خود دیدم تا وقایع مورخه 25 بهمن را اعلام نمایم...ماوقع دیدار دربی
- رحمان رضایی شانس اول جا ماندن از فروارد ها
- آرش برهانی شانس اول در خراب کردن پنالتی و تک به تک!
- علی کریمی شانس اول مصدوم شدن در دقایق اولیه ی بازی و یا تریخمون زدن در دربی
- نیکبخت اولین تعویض بازی در دقیقه ی 45
- فردوبی پور گزارشگر(خدا کنه!)
- ورزشگاه آزادی میزبان بازی !!!
- با این که گفته می شود داور ایرانی است اما برخلاف انتظار داور "ترکی" است!!
- علیرضا منصوریان کارشناس بازی
- نتیجه ی بازی خب معلومه دیگه یک به یک!! به سود فدراسیون
توضیح: گل استقلال درثانیه ی  0.00007 ابتدای بازی و گل پرسپولیس در 0.00007 ثانیه مانده به پایان بازی به ثمر می رسد
- مشخصا این بازی برای استقلال پنالتی گرفته نمی شود و برای پرسپولیس سه پنالتی که همش رو طالب لو میگیره!
- بعد از بازی عنایت:داوری مشکلی نداشت!
- فقط خدا کنه که خیابانی گزارشگر نباشه هر چی شد به ما دخلی نداره.....!!!

|+| نوشته شده توسط احسان در پنجشنبه 1387/11/24 و ساعت 20:2  
 

کاش گاهی به خوابم می‌آمدی
شاید می‌دیدم که مرا دوست داری

کاش گاهی به خوابم می‌آمدی
شاید آن موقع می‌دیدم که مال منی

کاش یک بار به خوابت می‌آمدم
شاید می‌دیدی که برای نداشتنت گریه می‌کنم

کاش امروز که تو را دیدم تو هم مرا دیده باشی

|+| نوشته شده توسط مبین در سه شنبه 1387/11/22 و ساعت 16:32  
 تفاوت

فردي از پروردگار درخواست نمود تا به او بهشت و جهنم را نشان دهد خداوند پذيرفت . او را وارد اتاقي نمود كه جمعي از مردم در اطراف يك ديگ بزرگ غذا نشسته بودند . همه گرسنه،نا اميد و در عذاب بودند. هركدام قاشقي داشت كه به ديگ ميرسيد ولي دسته قاشقها بلند تر از بازوي آنها بود،بطوريكه نميتوانستند قاشق را به دهانشان برسانند! عذاب انها وحشتناك بود. آنگاه خداوند گفت : اكنون بهشت را به تو نشان ميدهم. او به اتاق ديگري كه درست مانند اولي بود وارد شد. ديگ غذا ، جمعي از مردم ، همان قاشقهاي دسته بلند . ولي در آنجا همه شاد و سير بودند. آن مرد گفت : نمي فهمم ؟ چرا مردم در اينجا شادند در حالي كه در اتاق ديگر بدبخت هستند ، با آنكه همه چيزشان يكسان است ؟
خداوند تبسمي كرد و گفت: خيلي ساده است ، در اينجا آنها ياد گرفته اند كه يكديگر را تغذيه كنند . هر كسي با قاشقش غذا در دهان ديگري ميگذارد، چون ايمان دارد كسي هست در دهانش غذايي بگذارد
.

|+| نوشته شده توسط مبین در سه شنبه 1387/11/22 و ساعت 16:30  
 اطلاعیه تمدید و توزیع کارت دانشجویی

بسمه تعالی

اطلاعیه تمدید و توزیع کارت دانشجویی

تمدید  کارت   دانشجویی کلیه   ورودیهای     87 و  دانشجویانی  که  تا کنون   کارت   دریافت نکرده اند   و همچنین سایر  ورودیهای قبل از آن مطابق   برنامه  زمانبندی   ذیل در محوطه ساختمان شماره     1   در محل   بایگانی   آموزش   انجام خواهد  شد .    

 

حرف   اول نام خانوادگی

تاریخ

ساعت

الف    تا     ذ

 21  و23 /11/87

14-  8

ر    تا     ع

26   و 27  /11/87

14-  8 

ف    تا     ي

  29   و 30/11/87

14 -  8

مدارك   مورد نياز:                  1-كارت دانشجويي                         2- پرنيت بر گ   انتخاب  واحد و فيش پرداخت شهريه         

توجه:

1-ورود    دانشجويان   به     دا نشگاه  و حضور  دركلاس   درس و امتحانات    پايان نيمسال دوم 88-87با  ارائه   كارت    دانشجويي    تمديد   شده  امكان  پذ ير  خواهد بود.

2-توزيع و تمديد   كارت    دانشجويي پس از  پايان مهلت مقرر امكان پذير نمي باشد.

 

|+| نوشته شده توسط مبین در سه شنبه 1387/11/22 و ساعت 16:4  
 

کوچه شهر دلم
از صداي پاي تو خاليه
نقش صد خاطره از روزاي دور
عابر اين کوچه خياليه

به شب کوچه ي دل ديگه مهتاب نمياد
توي حجله ي چشام عروسِ خواب نمياد
کوچه ي شهر دلم بي تو کوچه ي غمه
همه روزاش ابريه، روز آفتابيش کمه
غم تنهايي داره کوچه ي دل بدون تو
همه شعر دفترمن مال تو براي تو
بوي دستاي تو داره غربت دستاي من
ياد قصه هاي تو، مونس لحظه هاي من
به شب کوچه دل ديگه مهتاب نمياد
توي حجله ي چشام عروسِ خواب نمياد
کوچه شهر دلم بي تو کوچه غمه
همه روزاش ابريه روز آفتابيش کمه

|+| نوشته شده توسط مبین در دوشنبه 1387/11/21 و ساعت 8:56  
 

از خدا پرسيدم:خدايا چطور مي توان بهتر زندگی کرد؟

خدا جواب داد: گذشته ات را بدون هیچ تاسفی بپذیر ، با اعتماد زمان حالت را بگذران و بدون ترس برای  آینده  آماده  شو  ایمان  را نگهدار  و ترس  را به  گوشه ای انداز ، شک هایت را باور نکن و هیچگاه به باورهایت شک نکن .

زندگی شگفت انگیز است فقط اگر بدانید که چطور زندگی کنید.

مهم این نیست که قشنگ باشی ، قشنگ این است که مهم باشی ! حتی برای یک نفر ، مهم نیست شیر باشی یا آهو مهم این است با تمام توان شروع به دویدن کنی

کوچک باش و عاشق .... که عشق میداند آئین بزرگ کردنت را

بگذار عشق خاصیت تو باشد نه رابطه خاص تو با کسی

موفقیت پیش رفتن است نه به نقطه پایان رسیدن

فرق نمیکند گودال آب کوچکی باشی یا دریای بیکران ... زلال که باشی آسمان در توست.

|+| نوشته شده توسط مبین در دوشنبه 1387/11/21 و ساعت 8:53  
 
دلم براي کسي تنگ است

که طلوع عشق را به قلب من هديه مي دهد

دلم براي کسي تنگ است

که با زيبايي کلا مش مرا در عشقش غرق مي کند

دلم براي کسي تنگ است

که تنم اغوشش را مي طلبد

دلم براي کسي تنگ است

که قلب من براي داشتنش عمرها صبر مي کند 

|+| نوشته شده توسط مبین در دوشنبه 1387/11/21 و ساعت 8:48  
 آرزو
خانمی در زمین گلف مشغول بازی بود. ضربه ای به توپ زد که باعث پرتاب توپ به درون بیشه زار کنار زمین شد.

خانم برای پیدا کردن توپ به بیشه زار رفت که ناگهان با صحنه ای روبرو شد.

قورباغه ای در تله ای گرفتار بود. قورباغه حرف می زد! رو به خانم گفت؛ اگر مرا از بند آزاد کنی، سه آرزویت را برآورده

می کنم.

خانم ذوق زده شد و سریع قورباغه را آزاد کرد. قورباغه به او گفت؛ نذاشتی شرایط برآورده کردن آرزوها را بگویم. هر

آرزویی که برایت برآورده کردم، ۱۰ برابر آنرا برای همسرت برآورده می کنم!

خانم کمی تامل کرد و گفت؛ مشکلی ندارد.

آرزوی اول خود را گفت؛ من می خواهم زیباترین زن دنیا شوم.

قورباغه به او گفت؛ اگر زیباترین شوی شوهرت ۱۰ برابر از تو زیباتر می شود و ممکن است چشم زن های دیگر

بدنبالش بیافتد و تو او را از دست دهی.

خانم گفت؛ مشکلی ندارد. چون من زیباترینم، کس دیگری در چشم او بجز من نخواهم ماند. پس آرزویش برآورده

شد.

بعد گفت که من می خواهم ثروتمند ترین فرد دنیا شوم. قورباغه به او گفت شوهرت ۱۰ برابر ثروتمند تر می شود و

ممکن است به زندگی تان لطمه بزند.

خانم گفت؛ نه هر چه من دارم مال اوست و آن وقت او هم مال من است. پس ثروتمند دشد.

آرزوی سومش را که گفت قورباغه جا خورد و بدون چون و چرایی برآورده کرد.

خانم گفت؛ می خواهم به یک حمله قلبی خفیف دچار شوم!

نکته اخلاقی: خانم ها خیلی باهوش هستند. پس باهاشون درگیر نشین.

قابل توجه خواننده های مونث؛ اینجا پایان این داستان بود. لطفاً صفحه را ببندید و برید حالشو ببرید.

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
مرد دچار حمله قلبی ۱۰ برابر خفیف تر از همسرش شد.
|+| نوشته شده توسط مینا در یکشنبه 1387/11/20 و ساعت 7:0  
 در طلب عشق
ای که از کوچه ی دلدادگان می گذری صبر کن.

که در این کوچه دلی در طلب نیم نگاهی مانده.

و چنان پروانه از غم آن رخ زیبا بال و پر سوزانده.

صبر کن...

مبر از کوچه ی ما

آن شرربار نگاهت

صبر کن...

بنشین در بر ما

و بیافشان عطر و بوی گل یاس

کز درونت پیداست...

دامنت را بکشان روی سنگفرش خیابان هامان

دوستی جاری کن

که در این کوچه ی تاریک دلی طالب عشق جاویدان است...

            

|+| نوشته شده توسط احسان در شنبه 1387/11/12 و ساعت 20:49  
 افسوس و افسوس از خویش...

گاهی چقدر زود دیر میشود

در آن زمان که می اندیشی همه چیز هنوز زود است

فکر کردن حرف زدن اندیشیدن

چقدر در تاریکترین لحظه ها به جای سکوت فریاد زدم و در هنگامه ی فریاد خاموش بودم

کاش زمان به عقب بر میگشت

افسوس.....

|+| نوشته شده توسط احسان در شنبه 1387/11/12 و ساعت 20:41  
 

یاد گرفتم که عشق با تمام عظمتش 3-2 ماه بيشتر زنده نيست ، ياد گرفتم که عشق يعني فاصله و فاصله يعني 2 خط موازي که هيچگاه به هم نمي رسند ، ياد گرفتم در عشق هيچکس به اندازه خودت وفادار نيست و ياد گرفتم هر چه عاشق تري ، تنهاتري.........


|+| نوشته شده توسط احسان در شنبه 1387/11/12 و ساعت 20:29  
 بعد از مدتها
اینم یه قالب باحال.حالا دیگه با خیال راحت بپپررن به هوا

بعد مدتها اومدم اینجا.چقدر سوتو کوور شده.یعنی من یه مدت نباشم دیگه همتون اینجا رو ترک میکنین؟خدای نکرده مثلآ ترم بالایی شدین ها.یه کم فعال تر باشین.بیاین اینجا رو شلوغ کنین تا ما هم جو گیر شیم دوباره مطلب بذاریم

|+| نوشته شده توسط مهرداد در جمعه 1387/11/04 و ساعت 2:23  
 نظرگاه

این قسمت مخصوص نظرات خارج از موضوعه.دیگه برین حال کنین و هرچی می خواین توش بنویسین

آی دی هامونم واستون اینجا می ذارم که دیگه سوال نپرسین

مهرداد:      knight_dwarf 

پیمان:        navidipeyman

احسان:     ehsan_salmani2001

مبین:         youshico2005

مینا:           dozd_darya18

|+| نوشته شده توسط مهرداد در دوشنبه 1387/10/30 و ساعت 1:56  
 یلدا

                                            "YALDA":

                                "Y"ademan bashad ke zendegi

                                    "A"nghadr kootah ast ke

                                             "L"ezzate

                              "D"aghigheyi bishtar be ham

                         "A"ndishidan ra bayad jashn gereft.

                            *YALDA VA EYDETAN MOBARK*

|+| نوشته شده توسط مینا در شنبه 1387/09/30 و ساعت 20:1